کشورهای جهان

شکست مگاپروژه‌های آمریکا؛ وقتی جاه‌طلبی از واقعیت جلو می‌زند

چرا مگاپروژه‌های عظیم آمریکا یکی پس از دیگری شکست می‌خورند؟

توهم «پروژه ما فرق دارد»؛ ریشه اصلی فاجعه

در دهه‌های اخیر، مگاپروژه‌های آمریکا با شعار «غیرممکن‌ها را ممکن می‌کنیم» آغاز شده‌اند، اما بسیاری از آن‌ها به شکست، تأخیرهای طولانی و هزینه‌های سرسام‌آور ختم شده‌اند. این اتفاق تصادفی نیست؛ بلکه یک الگوی تکرارشونده در پروژه‌های عظیم زیرساختی آمریکا است.

یکی از نمونه‌های مشهور، تونل زیرزمینی سیاتل با ماشین حفاری Big Bertha است. پروژه‌ای که قرار بود شاهکار مهندسی قرن باشد، به دلیل مشکلات زمین‌شناسی، خطاهای پیش‌بینی و نقص در مدیریت ریسک، سال‌ها متوقف شد و میلیون‌ها دلار هزینه اضافی روی دست شهر گذاشت. هرچند در نهایت تونل به بهره‌برداری رسید، اما همچنان از آن به عنوان یک پروژه کابوس‌وار یاد می‌شود.

نمونه بعدی، قطار سریع‌السیر کالیفرنیا است؛ پروژه‌ای که از سال ۲۰۰۸ آغاز شد و قرار بود سان‌فرانسیسکو را به لس‌آنجلس متصل کند. برآورد اولیه ۳۳ میلیارد دلار بود، اما امروز صحبت از رقمی بین ۸۹ تا ۱۲۸ میلیارد دلار است. تغییر مسیرهای سیاسی، کمبود تجربه داخلی و نبود برنامه‌ریزی واقع‌بینانه، این پروژه را به یک باتلاق مالی تبدیل کرده است.

در نهایت، پروژه هایپرلوپ با رؤیای سفر در تونل خلأ و سرعتی دیوانه‌کننده مطرح شد، اما در دسامبر ۲۰۲۳ عملا شکست خورد. هزینه‌های غیرواقعی، پیچیدگی فنی و نبود حمایت دولتی باعث شد این ایده جذاب، حتی یک مسافر واقعی هم جابه‌جا نکند.

جمع بندی

وجه مشترک تمام این شکست‌ها، چیزی است که کارشناسان آن را تعصب منحصربه‌فرد بودن پروژه می‌نامند؛ این تصور غلط که «پروژه ما با همه فرق دارد». تجربه نشان داده که بدون استفاده از داده‌های پروژه‌های مشابه، حتی بزرگ‌ترین بودجه‌ها هم پروژه‌ها را نجات نمی‌دهند.

📌 برای دیدن جزئیات کامل این مگاپروژه‌ها و شنیدن داستان پشت پرده آن‌ها، ادامه ماجرا را در کانال یوتیوب داستان‌های جهان ببینید.

652

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *